جلال جلالى زاده

120

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى )

تبذير : خرج‌كردن مال در راه حرام كم يا زياد ، خرج‌كردن مال در غير از محلى كه در نزد عقلا مشهور است . إسراء / 26 تبرّج : زنى كه به‌طور عمدى زينت و اندامهاى خود را به مردان نشان دهد . أحزاب / 33 تبرّع : مالك شدن چيزى بدون حق و عوض . تبرى : اظهار برائت نسبت به فعل ، حكم يا وصف . يوسف / 53 ، بقره / 167 تبرك : درخواست ثبوت خير و بركت خدايى در چيزى . تبعه : مسئوليت ، ضمانت . تبنّى : فرزندخواندگى . احزاب / 4 تبعيض : معلوم داشتن اجزاى صفقه . تبييت : نيت آوردن روزه رمضان در شب . تبيع : گوساله نر يا ماده يك‌ساله . چون از مادرش جدا نمىشود . تتابع : پىدرپى آمدن بدون فاصله . تترس : سنگر گرفتن ، سپر قرار دادن عده‌اى از مسلمانان در جنگ به وسيله كفار . تتريب : خاك ريختن بر چيزى . تثاؤب : خميازه كشيدن . تثويب : دعوت به نماز كه بر دو قسم است : گفتن « الصلاة خير من النوم » در أذان صبح 2 - گفتن « حى على الصلاة » قبل از إقامه نماز . تجارت : خريدوفروش به قصد سود بردن و انتفاع . جمعه / 11 تجربه : آزمايش ، صلاحيت چيزى كه داراى حكم و آثارى است . تجزى در اجتهاد : پيداكردن نيروى استنباط و اجتهاد در پاره‌اى از احكام . تجسس : پيگيرى اخبارى كه براى دشمن مفيد است . از گناهان كبيره است . حجرات / 13 تحاصّ : تقسيم‌كردن سهم . تحالف : داراى دو معنى است ، 1 - سوگند دادن قاضى طرفين دعوا را 2 - پيمان بستن ، سوگند خوردن بر بطلان ادعاى يكديگر . مائده / 89 تحبيس : حبس‌كردن مال جهت احسان و نيكى . مائده / 106